ღღبه نام تنها مکانیک قلب های تصادفیღღ
|
|
گفتی میای
گفتی میای نیومدی
دلشكسته اي از تبار عشق با نام مریم | بیست و ششم اسفند 1388 | 4:47 بعد از ظهر | + | موضوع: اشعار عاشقانه |
دل •.¸¸.•*عشق مریم *•.¸¸.•
•.¸¸.•*عشق مریم *•.¸¸.• دلشكسته اي از تبار عشق با نام مریم | یازدهم آبان 1388 | 9:21 بعد از ظهر | + | موضوع: اشعار عاشقانه |
عشق مریم عشق مریم ان نیست که گویی عشق ماست
عشق ان است که گویی دل مال ماست دل مریم را به کسی ندادند پس عشق ان شد دل مریم دال مریم عشق مریم دلشكسته اي از تبار عشق با نام مریم | یازدهم آبان 1388 | 11:41 قبل از ظهر | + | موضوع: اشعار عاشقانه |
قبیله ی من من از قبیله ی عشقم جنون جنون کار من است
من از دیار مهرم گریه گریه کار من است دلشكسته اي از تبار عشق با نام مریم | یازدهم آبان 1388 | 11:33 قبل از ظهر | + | موضوع: اشعار عاشقانه |
اشعار عاشقتنه من با تمام بی خیالی
با همان عشق خیالی بار ها در برگ شیشه باخطی شبیه تیشه نوشتم بدون توعشقت شب من سحر نمی شه دلشكسته اي از تبار عشق با نام مریم | یازدهم آبان 1388 | 11:28 قبل از ظهر | + | موضوع: اشعار عاشقانه |
پس مهم امروز و خبر جالب ![]() نمی خواستم عکسا تو پاره کنم نمی خواستم دل بیچاره کنم نمی خواستم ببینم اشک تو رو عزیزم گریه دیگه بسه برو عزیزم گریه دیگه بسه برو نمی خواستم تو بیوفتی از چشام نمی خواستم بمونی بازم به پام ![]() ![]() دلشكسته اي از تبار عشق با نام مریم | بیست و یکم مهر 1388 | 7:3 قبل از ظهر | + | موضوع: اشعار عاشقانه |
به یاد شاعران عاشقی به قول سهراب سپهری قایقی خواهم ساخت خواهم انداخت به اب دور خواهم شد از این خاک غریب که در ان هیچ کسی نیست که در کلبه عشق قهرمانان را بیدار کند قایق از تور توهی و دل از ارزوی مروارید همچنان خواهم راند پشت دریا شهریست که در ان پنجره ها رو به تجلی باز است بام ها جای کبو تر هایی ست که به فواره ی هوش نشری می نگرند دست هر کودک ده ساله ی شهر شاخه معرفتی ست مردم شهر به چینه چنان مینگرند که به شعله به یک خواب لطیف خاک موسقی احساس تو را میشنود و صدای پر مرغان اسا طیر در باد پشت در یا شهریست که در ان وسعت خورشید به اندازه ی چشمان سحر خیزان است شاعران وارث اب خرد و روشنی اند پشت دریا شهریست قایق باید ساخت
دلشكسته اي از تبار عشق با نام مریم | بیست و یکم مهر 1388 | 6:45 قبل از ظهر | + | موضوع: اشعار عاشقانه |
|
|